loading...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

بازدید : 1017
يکشنبه 3 اسفند 1398 زمان : 22:37

شکل شناسی یا مور فولوژی از اصطلاحات علم الحیات است و بنا به مندرجات دایره المعارف‌ها ، علمی‌است که از ساختمان و شکل ظاهری موجودات زنده ( اعم از گیاهی و حیوانی ) و غیر زنده ( معدنیها ) بحث می‌کند.به طور کلّی تحقیق در اشکال ظاهری موجودات است.

در ادبیات ، شکل شناسی عبارت از تحقیق در ساختارهای آثار ادبی و شناسایی اشکال و گونه‌های آن‌هاست . هر نوع تقسیم بندی در ادبیّات کـه بتواند آثار ادبی را بر اساس مشخصه‌هایی از یکدیگر ممتاز کند از مقوله‌ی شکل شناسی است .

وقتی سخن را به نظم و نثر تقسیم می‌کنیم و در هر یک از این دو جنس به انواع گوناگون قایل می‌شویم و بعد در هر نوعی نیز گونه‌هایی متفاوت با یکدیگر را تشخیص می‌دهیم ، کار ما در حقیقت شکل شناسی سخن است . مثلاً سخن منظوم را به منظومه‌های غنایی ، حماسی ، تعلیمی‌، نمایشی بخش کرده ، سپس هر یک از این چهار نـوع را در طـبقات گوناگون جای می‌دهیم ، منظومه‌های غنایی را به عشق ، وصفی ، عرفانی ، رثاییات ، خمریات ، و منظومه‌های حماسی را به ملّی ، دینی ، خیالی ، ..... منظومه‌های تعلیمی‌را به اخلاقی ، فلسفی ، دینی ، سیاسی ، ..... منظومه‌های نمایشی را به تراژدی ، کمدی ، درام ، و ..... تقسیم می‌کنیم همین طور وقتی سخن منظوم فارسی را از نظر قالب به غزل ، قصیده ، مثنوی و ...... تقسیم می‌کنیم کارمان در مقوله‌ی شکل شناسی است .

چون شعری در قالبی خاص مثلاً قصیده را به اجزاء متشکله‌ی آن قالب یعنی مطلع، تغزل،تخلص ، متن ، شریطه و مقطع تقسیم کنیم, باز به گونه ای, شکل شناسی دست زده ایم؛ امّا شکل شناسی داستان و ادبیات داستانی چگونه است؟

برای این کار نخست باید نوعیّت داستان ها مورد بررسی قرار گیرند یعنی تعیین کنیم که بزمی‌اند یا رزمی‌، فلسفی اند یا عرفانی ، اساطیری اند یا تاریخی, تخیلی اند یا واقع گرا و .....

سپس باید به اجزایی که از آن ها ترکیب شده اند تجزیه شان کنیم و به مقایسه و مقابله‌ی اجزاء با یکدیگر بپردازیم ، مشابهت‌ها و مباینت‌های آنها را دریابیم و دلایل قوت و ضعف هر یک را پیدا کنیم .

هر داستان قابل تفکیک به عناصر و اجزاء زیرین است .

1 ـ گفتارها

2 ـ کردارها

3 ـ پندارها

4 ـ قهرمانان

5 ـ زمان

6 ـ مکان

7 ـ آرایه‌ها

8 ـ شیوه‌ی نقل

9 ـ شگردها و مناسبات اجزاء با یکدیگر

10 ـ منطق حاکم بر مناسبات کردارها و قهرمانان

هر کدام از این اجزاء به نوبه ی خود در چهره ها ی گوناگونی ارائه می‌شوند. به هر حال هر چه طبقه بندی اجزاء یک اثر یا مجموعه‌‌‌ای ازآثار دقیق تر و کامل تر صورت گـیرد ، امـکان نتیجه گیری و بهره یابی از پژوهش شکل شناسی بیشتر خواهد بود . 1

داستان کوتاه به منزله‌ی ساختاری شکلی

«در داستان کوتاه می‌توان به دنبال کلمه یا عبارت گویا گشت. به دنبال تصاویری که تکرار می‌شوند یا در انگاره‌‌‌ای قرار می‌گیرند ، شی ء و یا شـخصیتی که نـمادین است ، اشاره یا سر نخی برای معانی فراتر از صرف کنش, چون نمی‌توانیم صرفاً به دادن چکیده‌‌‌ای از رخدادهای بیرونی داستان بسنده کنیم ، درست همان طور که نمی‌توانیم صرفاً « محتوای » یک شعر غنایی را به نثر بیان کنیم ، باید به جستجوی کلید رسیدن به شکل داستان بر آییم ، آن هم در همکاری متعادل طرح یا « محتوا » با درونمایه یا « معنی ضمنی وسیعتر » خلاصه آنکه به دنبال نقطه‌‌‌ای بگردیم که در آن ساختار داستان با معنای آن مقارن می‌شود و آن را روشن می‌کند» . 1

فواید شکل شناسی

«1 ـ امکان شناخت درست و دقیق داستانها و وقوف بر ویژگی‌های اجزاء آن‌ها از این طریق بیشتر است .

2 ـ در نقد داستان ، نقادان کار آمد کم و بیش از این شیوه استفاده می‌کنند .

3 ـ در پژوهش‌های مربوط به ادب تطبیقی و اسطوره شناسی تطبیقی از شکل شناسی می‌توان سود برد .

4 ـ همچنین به مدد شکل شناسی داستان می‌توان به چند و چون تأثیرات و تأثرات داستان پردازان یک ملّت از یکدیگر و در یکدیگر وقوف حاصل کرد»

شکل شناسی داستان های شاهنامه
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب : 8
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 23
  • بازدید کننده امروز : 24
  • باردید دیروز : 10
  • بازدید کننده دیروز : 11
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 49
  • بازدید ماه : 127
  • بازدید سال : 3154
  • بازدید کلی : 7745
  • کدهای اختصاصی